لغت نامه دهخدا
نجات بخشیدن. [ ن َ / ن ِ ب َ دَ ] ( مص مرکب ) رهاندن.رهانیدن. آزاد کردن. خلاص دادن. رجوع به نجات شود.
نجات بخشیدن. [ ن َ / ن ِ ب َ دَ ] ( مص مرکب ) رهاندن.رهانیدن. آزاد کردن. خلاص دادن. رجوع به نجات شود.
( مصدر ) رهاندن خلاص کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بازیکنان میتوانند با تصمیماتشان یکی از اعضای گروه را حتی به کام مرگ ببرند. بازیکن میتواند تصمیمی بگیرد که گروه را از هم بپاشاند یا فردی جدید را به گروه بیاورد. البته تصمیمات بازیکنان در مکانی که لی و بقیه اعضا میخواهند در داستان بازی بروند تغییری ایجاد نمیکند بلکه فقط باعث بهبود بخشیدن یا نبخشیدن به روابط بین اعضای گروه با یکدیگر یا لی میشود. اگر در داستان بازی بازیکنان با تصمیمات خود با همه اعضای گروه به مجادله بپردازند، باعث تنها شدن لی در بازی میشود یا برعکس، اگر لی با بقیه اعضا خوب برخورد کند، همهٔ اعضای گروه او را به عنوان یک دوست و همراه میپذیرند. لی در بازی میتواند جان بقیه اعضای گروه را نجات دهد، اما قادر به نجات دادن جان خود نیست.