ریشه وار

لغت نامه دهخدا

ریشه وار.[ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) همانند ریشه. بسان ریشه. || لیفی. مانند لیف. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

همانند ریشه. بسان ریشه. یا لیفی و مانند لیف.

جمله سازی با ریشه وار

💡 هوس چه ریشه‌ کند در زمین شرم دمیدن چو تخم اشک عرق واری آبیار ندارم

💡 باده در شیشه همان به که پری وار بماند ورنه عقلم کند از ریشه گر از شیشه درآید