واژه «خفتن خون» یا «خون خفتن» یکی از ترکیبات کنایی در زبان و ادبیات فارسی است که معنای مستقیم ندارد و به صورت استعاری به کار میرود. این تعبیر در اصل به وضعیت فراموش شدن یا نادیده گرفتن خون ریختهشده یک انسان اشاره دارد. در کاربرد ادبی، «خفتن» به معنای آرام گرفتن یا از حرکت افتادن است و در اینجا به توقف مطالبه خون و قصاص اشاره میکند. بنابراین «خفتن خون» به معنای بخشیده شدن خون و صرفنظر کردن از خونخواهی و انتقام است. در متون کهن، این ترکیب گاهی برای بیان این معنا به کار میرود که خون مقتول دیگر مطالبه و پیگیری نمیشود. از منظر معنایی، این اصطلاح بیانگر نوعی گذشت یا کنار گذاشتن حق قصاص تلقی میشود. با این حال در بسیاری از متون ادبی، این مفهوم با بار منفی همراه است و به معنای پایمال شدن حق مظلوم نیز تفسیر میشود. به همین دلیل گاهی برای تأکید بر ضرورت خونخواهی از ساختارهای منفی این عبارت استفاده شده است. این واژه در زبان امروز کاربرد رایج ندارد اما برای فهم متون کلاسیک اهمیت لغوی و ادبی دارد. در مجموع «خفتن خون» کنایهای از توقف انتقام و فراموش شدن خون ریختهشده در بستر گذشت یا بیتوجهی است.
خفتن خون
لغت نامه دهخدا
خفتن خون. [ خ ُ ت َ ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از بحل شدن خون. از قصاص درگذشتن. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
کنایه از بحل شدن خون از قصاص درگذشتن