بقلم گرفتن

لغت نامه دهخدا

بقلم گرفتن. [ ب ِ ق َ ل َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب )بقلم دادن. کنایه از نوشتن. ( آنندراج ):
هر دو بسیار نفیس است ندانم کاول
آن یکی را بقلم گیرم و این را گویم.
حکیم شفایی در هجو فکری ( از آنندراج ).
رجوع به بقلم دادن، و مجموعه مترادفات ص 360 شود.

فرهنگ فارسی

بقلم دادن. کنایه از نوشتن

جمله سازی با بقلم گرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عاریت گرفتن کتاب مورد گفتگو از میرزا محمد باقر. در رساله شماره آخر اصلاحات بقلم

طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز