لغت نامه دهخدا
مردنادیده. [ م َ دی دَ / دِ ] ( ص مرکب ) باکره. شوهرنکرده. دختری که شوهر نکرده و باکره است. مردنارسیده.
مردنادیده. [ م َ دی دَ / دِ ] ( ص مرکب ) باکره. شوهرنکرده. دختری که شوهر نکرده و باکره است. مردنارسیده.
باکره و شوهر نکرده
💡 کی باشد کی که در تو آویزم چون در زر و سیم مرد نادیده
💡 نچیده گلی خار برچیدهای بجز باغبان، مرد نادیدهای