گل اکنده
لغت نامه دهخدا
( گل آکنده ) گل آکنده. [ گ ُ ک َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) آکنده به گُل. گُل آلود. آلوده به گل:
اگر برهنه نباشی که شخص بنمایی
گمان برند که پیراهنت گل آکنده ست.سعدی ( طیبات چ فروغی ص 34 ).
فرهنگ فارسی
( گل آکنده ) آکنده بگل مشحون از گل: اگر برهنه نباشی که شخص بنمایی گمان برند که پیراهنت گل آکنده است. ( سعدی )
آگنده بگل گل آلود
جمله سازی با گل اکنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چو بدخواه را در گل آکنده کرد پراکندگان را پراکنده کرد