گشاده کار. [ گ ُ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) آن که در کارها جرأت نماید و زود آنها را فیصل دهد. مقابل بسته کار: خواجه گفت: مردی دیداری و کافی است، اما یک عیب دارد که بسته کار است و این کار راگشاده کاری باید. امیر گفت: شاگردان بددل و بسته کار باشند، چون استاد شدند و وجیه گشتند کار دیگرگون کنند. ( تاریخ بیهقی ). ( قمر دلالت کند بر )... گشاده کار بامردمان و عزیز بر ایشان. ( التفهیم چ تهران ص 384 ).
( ~. ) (ص مر. ) کسی که در انجام کارها جسور است.
آنکه در کارها جرات و جسارت بخرج دهد کسی که امور را بخوبی فیصل دهد مقابل بسته کار: خواجه گفت: مردی دیداری و کافی است اما یک عیب دارد که بسته کار است و این کار را گشاده کاری باید....
💡 پس از انقضای دوره سیزدهم که به دلیل کهولت سن قادر به احراز شغل نبود و حقوق بازنشستگی هم نداشت. بنا بر مصوبه مجلس سیزدهم ماهیانه هزار تومان از مجلس شهریه دریافت میکرد. از آن پس به امور دینی پرداخت به گونهای که به «آخوند اعیان» معروف شد. وی مردی متدین، محافظه کار و گشادهدست و مورد احترام نمایندگان مجلس بود. مدفنش در آرامگاه خانوادگی در ابن بابویه است.
💡 دهان گشاده بخاری بسان بی ادبان/رسانده کار بجائی که چوب میخواهد.
💡 کسی که به بدآموزی و گمراه گردانی برخاسته باید به او کهرایید (نهی کرد). باید بدی کار، و زیانها آن را زندید و روشن گردانید. اگر با اینحال بازنگشت باید کشت، و جهان را از آسیب او بازداشت. چنانکه گفتهایم: کسانی اگر در پی فهمیدن و فهمانیدنند، راه دانشها برویشان گشاده است. از اینراه تا توانند پیش روند و هرچه میپژوهند بجویند.
💡 داخل بنای کاخ بسیار گشاده میباشد. در طبقه یکم، سالن مربعی شکل زیبایی، راهرویی با ستونهای طراحی شده با شیوه ایونی و پلکان فوق العاد زیبا قرار گرفتهاست. اتاقهای کاری بر موازات پلههای ورودی قرار دارد.
💡 بندی کزو گشاده شود کار عالمی زین بستگی نگر چه گشایش گرفت کار