لغت نامه دهخدا
گروگان دادن. [ گ ِ رَ / رُو دَ ] ( مص مرکب ) چیزی را به گرو سپردن. چیزی را به رهن کسی دادن:
بیک تن ده از روم تاوان دهی
روان را و جان راگروگان دهی.فردوسی.
گروگان دادن. [ گ ِ رَ / رُو دَ ] ( مص مرکب ) چیزی را به گرو سپردن. چیزی را به رهن کسی دادن:
بیک تن ده از روم تاوان دهی
روان را و جان راگروگان دهی.فردوسی.
( مصدر ) چیزی را بعنوان گرو نزد کسی گذاشتن: بیک تن ده از روم تا وان دهی روان را و جان را گروگان دهی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در تاریخ ۱۱ ژانویه ۲۰۱۳، نیروهای مسلح ارتش فرانسه عملیات شکست خوردهای را در بالو مارز، شبل پایین، سومالی برای رها نمودن گروگان فرانسوی دنیس الکس از نهاد اسلامگرای شبه نظامی الشباب شروع نمود. آلکس در حین جواب دادن اعدام گردید و ۲ کماندوی فرانسوی و دست کم ۸ غیرنظامی در این جنگ کشته شدند.
💡 او که از سوی روم برای دادن تاوان جنگی سنگینی زیر فشار بود به دست وزیرش هلیودوروس کشته شد. در این زمان دیمتریوس یکم پسر و جانشین او در روم گروگان بود، پس برادر جوان تر سلوکوس آنتیوخوس چهارم جای او را گرفت.
💡 روابط سوقانالیان با آژانس اطلاعات مرکزی (سیا) و افبیآی از جمله اجاره دادن هواپیما به سیا و نیز کمک برای مذاکره در آزادسازی گروگان آمریکای تری اندرسون در لبنان در منابع خبری معتبر مطرح شدهاند، همچنین کمک وی به فردیناند مارکوس در کودتای نظامی ۱۹۸۷ فیلیپین.