گره سست شدن

لغت نامه دهخدا

گره سست شدن. [ گ ِ رِه ْ س ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) گره سست شدن بر چیزی، آسان و سهل شدن آن: [ پس از هفت سال تجسس عاقبت گیو جوانی را می بیند و گمان می برد که او کیخسرو است ].
به دل گفت گیو این بجز شاه نیست
چنین چهره جز درخور گاه نیست
پیاده بدو تیز بنهاد روی
چو تنگ اندرآمد بنزدیک اوی
گره سست شد بر در رنج اوی
پدید آمد آن نامور گنج اوی
[ یعنی کیخسرو پدید آمد ].فردوسی.

جمله سازی با گره سست شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گره سست شد بر در رنج او پدید آمد آن نامور گنج او

قیز یعنی چه؟
قیز یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز