لغت نامه دهخدا
گرفتن دندان. [ گ ِ رِ ت َ ن ِ دَ ] ( مص مرکب ) برکندن دندان. ( آنندراج ):
گرچه از افتادن دندان شود گفتار سست
چون تو دندان طمع گیری سخن گوئی درست.شفیع اثر ( از آنندراج ).
گرفتن دندان. [ گ ِ رِ ت َ ن ِ دَ ] ( مص مرکب ) برکندن دندان. ( آنندراج ):
گرچه از افتادن دندان شود گفتار سست
چون تو دندان طمع گیری سخن گوئی درست.شفیع اثر ( از آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این سوء تفاهم با توضیحات عمومی کرپال سینگ آغاز شد. به نظر میرسد احتمالاً سینگ قبل از این توضیحات حتی کتاب را نخوانده باشد چون به نظر میرسد که او آن را با کتاب دیگری به نام گفتگو با استاد که از تجربیات اولیه توئیچل تشکیل شده بود اشتباه گرفتهاست. سینگ ادعا میکند که او دندان ببر را به توئیچل در سطوح درونی القا کردهاست و سپس آن را مورد انتقاد قرار داد چون آن به جای تجارب معنوی واقعی از تجاربی در رؤیا ساخته شده بود. همه این توضیحات، اگر چه، به دلیل اشتباه گرفتن او با کتاب دیگری فقط یک سوء تفاهم بودند، چرا که هیچیک از نظرات او با آنچه در کتاب دندان ببر آمده بود متناسب نبود.
💡 اگر فردی دندان خود را از دست بدهد ایمپلنت در اندازه همان ریشه به جای آن قرار داده میشود. ایمپلنتها قطعاتی در اندازه دندان طبیعی میباشند. ایمپلنتها توسط ابزار بسیار دقیقی کنترل میگردند و توسط دستگاههای بسیار دقیق ساخته میشود. به دلیل خصوصیات ذکر شده برای ایمپلنت دندان، هنگامی در فک بیمار قرار بگیرد، یک جسم خارجی بهشمار نمیرود و با قرار گرفتن در فک بیمار با آن سازگار میشود. ایمپلنت باعث رشد استخوانهای کنار دندان هم میشود و از تحلیل استخوان فک جلوگیری به عمل میآورد.