لغت نامه دهخدا
گرفتن خاطر. [ گ ِ رِ ت َ ن ِ طِ ] ( مص مرکب ) رنجیدن خاطر. ( غیاث ). آزرده شدن. آزردگی. رجوع به گرفته خاطر شود.
گرفتن خاطر. [ گ ِ رِ ت َ ن ِ طِ ] ( مص مرکب ) رنجیدن خاطر. ( غیاث ). آزرده شدن. آزردگی. رجوع به گرفته خاطر شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۲. نوئل لوسیلا بوش، زادهٔ ۱۹۷۷، که در سال ۲۰۰۲ به خاطر تلاش برای تقلب نسخهٔ داروخانه به منظور گرفتن آلپرازولام دستگیر شد.
💡 او به خاطر گرفتن وام از روسیه و فراهم کردن سفر شاه به اروپا، لقب «پرنس» و جناب اشرف را در ربیعالاول ۱۳۱۸ از مظفرالدین شاه دریافت کرد.