گردون پیما ی
مترادفها
چرخنده، گردشگر
لغت نامه دهخدا
گردون پیمای. [ گ َ پ َ / پ ِ ] ( نف مرکب ) آسمان پیماینده: و خورشید عالم آرای گردون پیمای که شاه ستارگان و خسرو سیارگان است. ( سندبادنامه ص 184 ).
فرهنگ فارسی
( گردون پیما ی ) ( صفت ) آنکه آسمان را طی کند: و خورشید عالم آرای گردون پیمایی که شاه ستارگان و خسرو سیارگان است...
جمله سازی با گردون پیما ی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پروین و ستارگان گردون پیمای اندر شب هجر تو نجنبند ز جای