گرد بر خاطر دیدن

لغت نامه دهخدا

گرد بر خاطر دیدن. [ گ َ ب َ طِ دی دَ ] ( مص مرکب ) گرد بر خاطر نشستن. غمگین شدن. اندوهناک شدن:
دوم چون مرکبت را پی بریدند
وز آن بر خاطرت گردی ندیدند.نظامی ( خسرو و شیرین ).

جمله سازی با گرد بر خاطر دیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرد بر گرد آن دو شیر عظیم کس یک آماج‌گه نگشت از بیم

💡 قیچی‌های گرد بر را در گروه‌های دستی و ماشینی طراحی می‌کنند و می‌سازند. در گروه دستی انواع مختلفی وجود دارد.

💡 چون گهر گرچه جگرگوشه این دریایم از یتیمی ز دلم گرد برون می آید

💡 آمد از جود یمین تو یسارت به فغان که همی گرد بر آرد ز یسار تو یمین

💡 به میدان مردی ز مردان گرد بر اسپ هنر گوی مردی ببرد

💡 نیست شرط ادب ای گرد بر آن در منشین زحمت خود برای باد از آن که برخیز