لغت نامه دهخدا
گرام کند. [ گ ِ ک َ ] ( ) صاحب الفاظ الادویه گوید: به کسر اول با ثانی و الف و سکون میم وفتح کاف و سکون نون با دال مهمله استهول کند ( ؟ ).
گرام کند. [ گ ِ ک َ ] ( ) صاحب الفاظ الادویه گوید: به کسر اول با ثانی و الف و سکون میم وفتح کاف و سکون نون با دال مهمله استهول کند ( ؟ ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که این نامه را نغز و نامی کند گرامی کُنَش را گرامی کند
💡 زلف چون بند کند پای دلی در زنجیر زینهارش که بگویید گرامی دارد
💡 علاج این طبیبان می کند درد مرا افزون من این درد گرامی از مسیحای دگر دارم
💡 به یک دخترم شه گرامی کند مرا بنده ی خویش و نامی کند
💡 خاک در دستش بود، چون باد، هنگام رحیل هر که اوقات گرامی صرف آب و گل کند
💡 هزار جان گرامی به راه او شد خاک برش چو جلوه کند تحفه ی محقر ما