لغت نامه دهخدا
گر کشیدن. [ گ ُ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) شعله ور شدن.
گر کشیدن. [ گ ُ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) شعله ور شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیاسایم ایدر که چندین سپاه به تندی نشاید کشیدن به راه
💡 چه سود سرمهٔ آسودگی بدیده کشیدن که چشم اشک فشانی که داشتم ز تو دارم
💡 زان لب میگون چه حاصل چون امید بوسه نیست؟ ناز خشک از چشمه حیوان کشیدن مشکل است
💡 زلیخا چون بدید آن سر کشیدن به چشم مرحمت سویش ندیدن