گدای لو

لغت نامه دهخدا

گدایلو. [ گ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان گرمادوز بخش کلیبر شهرستان اهر، در 36هزارگزی شمال کلیبر و 4500گزی ارابه رو اصلاندوز به لاریجان. کوهستانی معتدل مایل به گرمی مالاریائی و سکنه آن 8 تن می باشد. آب آن از رودخانه و چشمه. محصول آن غلات، برنج و پنبه. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی فرش و گلیم بافی است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

جمله سازی با گدای لو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به ما جنس دگر از نقد لطف خود کرامت کن گدایان توایم، اما نمی خواهیم شاهی را

💡 یکی بود یکی نبود، شهر بزرگی بود با عده‌ای نوازنده نابینا هنرمند که با دوره گردی ارتزاق می‌کردند. یک مدیر فرهنگی می‌آید که در کودکی عصاکش پدر نوازنده نابینای خود بوده و دیگر ازاین به بعد نمی‌خواهد هنرمندان نابینا برای ارتزاق گدایی کنند و...

💡 زن‌ها برای گدایی و کف‌بینی، دسته‌دسته به محله‌های دیگر شهر می‌رفتند و ضمن دزدیدن اشیای کوچک و فریب دادن زن‌های ساده‌لوح، کودکان آن‌ها را نیز می‌دزدیدند، به همین دلیل در میان مردم تبریز در مورد دزدی «قره‌چی» ها داستان‌های زیادی بر سر زبان‌ها بود و مادرها برای ترساندن کودکان خردسال به جای «لولو» و چیزهای ترسناک دیگر، بچه‌ها را از «قره‌چی» می‌ترساندند.

💡 صبحدم بویی ز زلف خود سوی خسرو فرست ملک افریدون و خاقان بر گدایی تازه کن

💡 چو لاله ساخته با صاف و درد خویش سلیم گدای میکده را ذوق پادشاهی نیست

💡 ابودلف هم در قصیده ساسانیه به شرح تلخ‌کامی‌های خود و برادرانش بنی‌ساسان پرداخته و از سختی‌هایی که در سفرها و سرگردانیها متحمل شده‌اند سخن گفته و پس از آن به توصیف گدایان و روش‌های مکارانه آنها برای به‌دست‌آوردن پول پرداخته است. تمام این شعرها پر از اصطلاحات رمزی و کلمات مخصوص که میان گدایان رواج داشته است.از این رو وی شرحی نیز بر شعر خود نوشته است.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز