گاوبندی کردن
مترادفها
گاو بستن
فرهنگ معین
( ~. کَ دَ ) (مص ل. ) بند و بست کردن، موافقت میان دو یا چند نفر برای انجام عملی (معمولاً ناروا )، زد و بند.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) گاوبندی کردن باکسی. گاو بندی داشتن.
ویکی واژه
بند و بست کردن، موافقت میان دو یا چند نفر برای انجام عملی (معمولاً ناروا)
، زد و بند.
جمله سازی با گاوبندی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کلمه گاوبندی به معنای کشاورزی کردن در دهی است که مالک او دیگری باشد با اجازه، صاحب ده. و نیز مصطلح است برای در منافعی نامشروع با هم شریک بودن.
💡 پس از پایان ساعت کاری در مزرعه، چوپان با دقت بسیار زیادی مشغول گاوبندی کردن گلهها در آخورهای مخصوص خود میشود تا حیوانات در آرامش شب را سپری کنند.
💡 گاوبندی کردن گاوها در فضاهای بسته و امن، یکی از مراحل حیاتی در مدیریت دامداریهای مدرن برای جلوگیری از آسیب رسیدن به حیوانات یا فرار آنهاست.
💡 وقتی باران شدیدی شروع به باریدن کرد، کشاورز با عجله به سمت اصطبلها رفت تا کار گاوبندی کردن گاوها را سریعتر از همیشه به پایان برساند.