فرهنگ معین
( ~. کَ دَ ) (مص ل. ) بند و بست کردن، موافقت میان دو یا چند نفر برای انجام عملی (معمولاً ناروا )، زد و بند.
( ~. کَ دَ ) (مص ل. ) بند و بست کردن، موافقت میان دو یا چند نفر برای انجام عملی (معمولاً ناروا )، زد و بند.
( مصدر ) گاوبندی کردن باکسی. گاو بندی داشتن.
بند و بست کردن، موافقت میان دو یا چند نفر برای انجام عملی (معمولاً ناروا)
، زد و بند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کلمه گاوبندی به معنای کشاورزی کردن در دهی است که مالک او دیگری باشد با اجازه، صاحب ده. و نیز مصطلح است برای در منافعی نامشروع با هم شریک بودن.