گاو گوسفند
مترادفها
احشام، دام
لغت نامه دهخدا
گاوگوسفند. [ ف َ ] ( اِ مرکب ) در تداول بجای گاو و گوسفند استعمال شود و مراد اغنام و احشام است.
فرهنگ فارسی
بجای گاو و گوسفند استعمال می شود
جمله سازی با گاو گوسفند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هم از اسب و از اشتر و گوسفند ز گاوان که بر کوه و در می روند
💡 اکثر خانوادهها چند گاو رسمی دارند که آنها را روزانه برای چرا به جنگل میفرستند، یکی دو گله گوسفند هم وجود دارد.
💡 مدام تا حشم و بادیه اثر دارد همیشه تا بود از گاو و گوسفند آثار
💡 گوسفند فلک و گاو زمین را به منی حاضر آرند و دو قربان مهیا بینند
💡 همی خرید خر و گاو و گوسفند و گله زمان وقف جمال عرب همه ساله