گاو کار

لغت نامه دهخدا

گاو کار. [ وِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) گاوی که زمین بدان شیار کنند. ( برهان ) ( آنندراج ). گاوورز. ورزه گاو. ( جهانگیری ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ):
بکاهد تن اسب و زور سوار
نماند هنر در تن گاو کار.بهرام زردشت ( از آنندراج ).رجوع به گاوشود.

فرهنگ فارسی

گاوی که زمین بدان شیار کنند

جمله سازی با گاو کار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رو ب ه اسفل دارد او چون گاو و خر نیستش کاری بغیر از خواب وخور

💡 ز کار او خجل شد گاو مسکین سپر انداخت پیش او ز سرگین

💡 انبار کاه، کاهدان یا طویله (فارسی قدیم: تواره) یک نوع ساختمان کشاورزی است که برای ذخیره‌سازی استفاده می‌شد و به عنوان یک محل کار پوشیده، کاربرد داشت. گاهی به عنوان محل دام یا فروشگاه‌های وسایل نقلیه کشاورزی و تجهیزات مورد استفاده قرار می‌گرفت. یک انبار غله ممکن است برای نگهداری گاو نیز کاربرد داشته باشد که به آن آغل گاو می‌گویند.

💡 ز گاوان گردون‌کشان چل‌هزار که رنج آورد تا که آید به کار

تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز