گاو قربانی

لغت نامه دهخدا

گاو قربانی. [ وِ ق ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) گاوی که او را قربان کنند. گاوی که آن را در راه خدا کشند:
مرد قصاب از آن زرافشانی
صید من شد چو گاو قربانی.نظامی.

فرهنگ فارسی

گاویکه در راه خدا بکشند

جمله سازی با گاو قربانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گاو قربانی و نانهای تنک بر سگان و سایلان ریزد سبک

💡 بساز بزم! که امروز عید قربانست بریز خون عدو همچو گاو قربانی

💡 اگر در بیشهٔ گردن ز صیت عدل او باشد اسد در هم دراند ثور را چون گاو قربانی

💡 بدنبال شیپورچیان، ۱۲۰ گاو نر که شاخهایشان آراسته بود را می‌بردند، تا قربانی کنند.

سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
اسکالات یعنی چه؟
اسکالات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز