لغت نامه دهخدا
گاوشو. ( اِ ) غاوشو. خیار تخمی.
گاوشو. ( اِ ) غاوشو. خیار تخمی.
خیار تخمی
💡 روزی بی رنج او موقوف چیست آنک بکشد گاو را کاصل بدیست
💡 بسیاری از زرتشتیان نیز گوشت گاو را نمیخورند چون زمانی که زرتشت در کودکی در خطر کشتهشدن بوده، گاو زندگی او را نجات دادهاست. متون پهلوی حاکی از آن است که زرتشت کاملاً گیاهخوار بودهاست.
💡 از قضا گاو زالک از پی خورد پوز روزی بدیگش اندر کرد
💡 به روز چهارم چو بنهاد خوان خورش ساخت از بره گاو جوان
💡 او در ۲۵ ژوئیه ۱۸۷۶ در نبرد لیتل بیگ هورن از گاو نر نشسته، رئیس قبایل سیو شکست خورد و کشته شد.
💡 لاما(۳ میلیون) - گاو(۹٬۷۴۰٬۰۰۰) - بز(۲٬۲۴۰٬۰۰۰) - خوک(۳٬۱۰۳٬۰۰۰) - گوسفند(۷٬۵۴۸٬۰۰۰)