کینه ساختن

لغت نامه دهخدا

کینه ساختن. [ ن َ / ن ِ ت َ ] ( مص مرکب ) دشمنی کردن. خصومت ورزیدن. جنگ کردن:
چنین داد پاسخ فرامرز باز
که با شیر درّنده کینه مساز.فردوسی.

فرهنگ فارسی

دشمنی کردن ٠ خصومت ورزیدن ٠ جنگ کردن ٠

جمله سازی با کینه ساختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خصومت کارول نسبت به آنتونسکو به کینه‌توزی بدل گشت. ماریا، همسر آنتونسکو در گذشته با فردی در فرانسه ازدواج کرده و از او طلاق گرفته بود. با توطئه کارول و با هدف بی‌اعتبار ساختن آنتونسکو، این فرد با هزینه دولت از پاریس به رومانی آورده شد تا به ماریا انگ دو همسری زده شود. با ارائه مدرک اصلی فرانسوی طلاق توسط وکیل آنتونسکو این اقدام کار به جایی نبرد و موجب تقویت جایگاه آنتونسکو به عنوان فردی شرافتمند در ارتش شد.