لغت نامه دهخدا
کیسه صابون. [ س َ / س ِ ] ( اِ مرکب ) لیف. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
- کیسه صابون زدن؛ لیف زدن ( در حمام ). ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
کیسه صابون. [ س َ / س ِ ] ( اِ مرکب ) لیف. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
- کیسه صابون زدن؛ لیف زدن ( در حمام ). ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
لیف.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در کیسه هزار دام دارد این جامه که می زند به صابون
💡 به خم گیسو«ی» او در دلم همی گوید هزار کیسه به صابون زدست این گیسو
💡 عشق تو عقل مرا کیسه به صابون زده است و آمده تا هوش را خانهفروشی زند
💡 خاقانی از چشم و زبان، شد پیشِ تو گوهرفشان تو عمرِ او را هر زمان، کیسه به صابون میزنی