کوه در

لغت نامه دهخدا

کوه در. [ دَ ] ( نف مرکب ) آنکه یا آنچه کوه رابدرد. کوه شکاف. ( از فرهنگ فارسی معین ):
نوک سنان کوه در سینه دوز او
از بازوی سپهر کمانکش سپر گشاد.( جوامعالحکایات از فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه یا آنچه کوه را بدرد کوه شکاف: نوک سنان کوه در سینه دوز او از بازوی سپهر کمانکش سپر گشاد. ( جوامع الحکایات )

جمله سازی با کوه در

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بهار معنی رنگ و بهار حکمت بوی بهار عقل ثبات و بهار کوه بقا

💡 که چون سر برآرد ز کوه آفتاب قدح تا به سر خوشتر ای خوش پسر

💡 به کوه ار صرف کرد او هستی خویش مرا صد کوه هستی هست در پیش

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز