لغت نامه دهخدا
عناک. [ ع َ ] ( ع اِ ) ریگ توده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ریگ و شن توده شده.
عناک. [ ع َ ] ( ع اِ ) ریگ توده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ریگ و شن توده شده.
(عَ ) [ ع. ] (اِ. ) تودة ریگ.
تودة ریگ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سادگی باغیست طبع عافیتآهنگ را وقف طاووسان رعناکنگل نیرنگ را
💡 یا أعظم صوره تجلی فیها الله، ما أدقّ معناک!
💡 بس سخن خوش که در نشیمن نسیان بر سر و پایش عناکبند تنیده
💡 ز چشمان او پردهٔ عنکبوتی نمایان چو از غار، بیت عناکب
💡 و ترکت اسلوبی القدیم فانه نسجت علیه عناکب الایام
💡 ز بهر دنیا چندین عناکری نکند که می نیرزد این مرده خود بدین شیون