لغت نامه دهخدا
کوزه پشت. [ زَ / زِ پ ُ ] ( ص مرکب ) کوزپشت. ( آنندراج ). کوزپشت و احدب.( ناظم الاطباء ). پشت خمیده. کوژپشت. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کوزه و کوز شود. || ( اِ مرکب ) آسمان. ( آنندراج ). فلک و آسمان. ( ناظم الاطباء ).
کوزه پشت. [ زَ / زِ پ ُ ] ( ص مرکب ) کوزپشت. ( آنندراج ). کوزپشت و احدب.( ناظم الاطباء ). پشت خمیده. کوژپشت. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کوزه و کوز شود. || ( اِ مرکب ) آسمان. ( آنندراج ). فلک و آسمان. ( ناظم الاطباء ).
کوز پشت کوژ پشت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیگیری گامه، کوزههای سفالی هستند که با وزنهای مختلف پر از شن میکنند. آنها را از حاشیه لبهشان با انگشتان میگیرند و در همان حال جابجاییهای مختلف مربوط به ایستادنهای مختلف را اجرا میکنند. این کار باعث افزایش قدرت بازوها، شانهها، پشت و پاها میشود.
💡 «کوزهشکنی» از دیگر مراسم شب چهارشنبهسوری در چهارمحال و بختیاری بود. بهطوری که دختران و پسران بختیاری روی بلندیها و پشتبامها میرفتند و کوزهها و ظروف سفالین کهنه را به پایین انداختند و میشکستند.