کوت کش

لغت نامه دهخدا

کوت کش. [ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) کناس. ( فرهنگ فارسی معین ذیل کودکش ). آنکه کار او کشیدن کوت باشد. آنکه به مزارع و باغها کوت یا کود حمل کند. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به کوت و کود و کوت کشیدن شود.
- امثال:
کش کش است چه زرکش چه کوت کش. نظیر: قباسفید قباسفید است. دوغ و دوشاب یکی است. ( امثال وحکم ج 3 ص 1219 ).

فرهنگ فارسی

کناس. آنکه کار او کشیدن کوت باشد.

جمله سازی با کوت کش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرز کوتی بود این نعمت زیبائی را روی زیبا بنما یک نظر از وجه زکوة

💡 این روستا در دهستان کوت عبدالله قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳٬۸۱۱ نفر (۷۳۰خانوار) بوده‌است.

💡 موزه کوت دازور مجموعه‌ای معتبر را در بنایی که از نظر معماری شهرتی در حد مجموعه اشیا داخلش دارد، گرد هم آورده‌است.

💡 این روستا در دهستان کوت عبدالله قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱٬۴۷۵ نفر (۲۹۴خانوار) بوده‌است.

💡 حسینیه الشهدا مربوط به دوره قاجاریه است و در شهرستان بوشهر، محله کوتی واقع شده و این اثر در تاریخ ۸ بهمن ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۷۱۲۱ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
کژ یعنی چه؟
کژ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز