کهنه چین
مترادفها
پوشالفروش، خرتوپرتفروش
لغت نامه دهخدا
کهنه چین. [ ک ُ ن َ / ن ِ ] ( نف مرکب ) آنکه از کوچه ها قطعات کهنه گرد کند تا از آن جامه کند یا جامه را پیوند کند. آنکه از کوچه ها پاره های جامه گرد کند. آنکه از کوچه و کوی، کهنه و پاره گرد کند. ژنده چین. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
آنکه از کوچه ها قطعات کهنه گرد کند تا از آن جامه کند یا جامه را پیوند کند ٠ آنکه از کوچه ها پاره ها جامه گرد کند ٠ آنکه از کوچه و کوی کهنه و پاره گرد کند ٠
جمله سازی با کهنه چین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 "جوئی تای" جوان با استفاده از خشونت بیاندازه، به ریاست مافیای چینی در نیویورک دست مییابد. "استنلی وایت" پلیسی کهنهکار مسئول محله چینیها میشود. هر دو مصمم هستند تا قوانین قدیمی حاکم را بشکنند...
💡 قدر دل مخلصان دیرینه بدان کاین چینی کهنه را بهای دگر است