کهنه دوز

لغت نامه دهخدا

کهنه دوز. [ ک ُ ن َ / ن ِ ] ( نف مرکب ) آنکه جامه کهنه دوزد و وصله زند. مجازاً، مقلد. کهنه پرست. ( کلیات شمس چ فروزانفر ج 7 فرهنگ نوادر لغات ):
چون مرا جمعی خریدار آمدند
کهنه دوزان جمله در کار آمدند.مولوی.کهنه دوزان گر بدیشان صبر و حلم
جمله نودوزان شدندی هم به علم.مولوی.

فرهنگ فارسی

آنکه جام. کهنه دوزد و وصله زند ٠ مجازا مقلد ٠ کهنه پرست ٠

جمله سازی با کهنه دوز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کهنه دوز امرد که او را صاحب ده ساختم پاره هایش بردم و در خانه دربه ساختم

💡 دولچه ظرف مخصوص نگهداری آب آشامیدنی مردم، تاقبل از پیدایش یخچال و کلمن و آبسردکن خانگی بود. دولچه از مشک آب ساخته می‌شود که این مشک می‌بایست حدود تقریباً یک سال از کارکردنش گذشته باشد، مثلأ کهنه باشد. مشک کهنه توسط دولچه دوز تغییر شکل داده می‌شود که ابعاد آن توسط دولچه دوز با مهارت خاص، به شکل مخروط ساخته می‌شود.

گیتی یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز