ابانت. [ اِ ن َ ] ( ع مص ) اِبانه. پیدا کردن. آشکار کردن. روشن کردن. هویدا کردن. || آشکار گفتن. || پیدا شدن. آشکار شدن. هویدا شدن. || پیدائی. ظهور. روشنی. هویدائی. آشکاری. بداهت. || جدا کردن. || بشوی دادن دختر را.
ابانت. [ اِ ن َ ] ( ع اِ ) ابانه. دارودسته. ایل و اُبَه.
(اِ نَ ) [ ع. ابانة ] = ابانه: ۱ - (مص م. ) آشکار کردن، واضح ساختن. ۲ - (مص ل. ) پیدا شدن، ظهور.
۱. آشکار کردن، واضح ساختن، هویدا ساختن.
۲. جدا کردن.
۳. پیدا شدن، آشکار شدن.
آشکارکردن، واضح ساختن، هویداساختن، جداکردن، پیداشدن، آشکارشدن
۱ - ( مصدر ) پیدا کردن روشن کردن هویدا کردن روشن کردن هویدا کردن. ۲ - ( مصدر ) پیدا شدن آشکار شدن هویدا شدن. ۳ - ( اسم ) پیدایی ظهور روشنی
دار و دسته
آشکار کردن، واضح ساختن.
پیدا شدن، ظهور.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فلاندر و همچنین نیمی از برابانت تقریباً بهطور کامل توسط سربازان اسپانیایی فتح شد، پس از اتحاد اوترخت، استانهای متحد هنوز حکومت اسپانیا را به رسمیت میشناختند..
💡 نشد سنگ ملامت از دویدن مانع مجنون که در کهسارها سیلال می باشد شتابانتر
💡 ای خداوندی که گر خورشید بیند مر تو را از بهار طلعت تابانت گردد شرمگین
💡 ز ابر دست تو و مهر روی تابانت همی بباید گردد بلند و سبز و جوان
💡 پیش روی تابانت جلوه تجلی چیست آفتاب و ماه است آن پرتو هلال است این