ابانت

لغت نامه دهخدا

ابانت. [ اِ ن َ ] ( ع مص ) اِبانه. پیدا کردن. آشکار کردن. روشن کردن. هویدا کردن. || آشکار گفتن. || پیدا شدن. آشکار شدن. هویدا شدن. || پیدائی. ظهور. روشنی. هویدائی. آشکاری. بداهت. || جدا کردن. || بشوی دادن دختر را.
ابانت. [ اِ ن َ ] ( ع اِ ) ابانه. دارودسته. ایل و اُبَه.

فرهنگ معین

(اِ نَ ) [ ع. ابانة ] = ابانه: ۱ - (مص م. ) آشکار کردن، واضح ساختن. ۲ - (مص ل. ) پیدا شدن، ظهور.

فرهنگ عمید

۱. آشکار کردن، واضح ساختن، هویدا ساختن.
۲. جدا کردن.
۳. پیدا شدن، آشکار شدن.

فرهنگ فارسی

آشکارکردن، واضح ساختن، هویداساختن، جداکردن، پیداشدن، آشکارشدن
۱ - ( مصدر ) پیدا کردن روشن کردن هویدا کردن روشن کردن هویدا کردن. ۲ - ( مصدر ) پیدا شدن آشکار شدن هویدا شدن. ۳ - ( اسم ) پیدایی ظهور روشنی
دار و دسته

ویکی واژه

آشکار کردن، واضح ساختن.
پیدا شدن، ظهور.

جمله سازی با ابانت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فلاندر و همچنین نیمی از برابانت تقریباً به‌طور کامل توسط سربازان اسپانیایی فتح شد، پس از اتحاد اوترخت، استان‌های متحد هنوز حکومت اسپانیا را به رسمیت می‌شناختند..

💡 نشد سنگ ملامت از دویدن مانع مجنون که در کهسارها سیلال می باشد شتابانتر

💡 ای خداوندی که گر خورشید بیند مر تو را از بهار طلعت تابانت گردد شرمگین

💡 ز ابر دست تو و مهر روی تابانت همی بباید گردد بلند و سبز و جوان

💡 پیش روی تابانت جلوه تجلی چیست آفتاب و ماه است آن پرتو هلال است این

انسجام یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز