کهن دز

لغت نامه دهخدا

کهن دز. [ ک ُ هََ / هَُ دِ ] ( اِ مرکب ) کهن دژ. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کهن دژ شود.
کهن دز. [ ک ُ هََ/ هَُ دِ ] ( اِخ ) قلعه ای است از قلعه های بدخشان، قندز معرب آن و معنی ترکیبی قلعه کهنه. ( فرهنگ رشیدی ). نام قلعه ای است از قلاع بدخشان که تعریب نموده و قهندز گفته اند، و چون دز، قلعه را گویند آن را به کهن دز موسوم ساختند. ( فرهنگ جهانگیری ). نام قلعه ای است قدیم از قلاع بدخشان، و معرب آن قندز است و الحال نیز به قندز اشتهار دارد. ( برهان ). رجوع به کهن دژ شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - قلع. قدیم حصار کهن. توضیح غالب شهر های ایران در قدیم کهن دژی داشته اند. ۲ - نام چند قلعه و شهر قدیم از جمله نیشابور.

جمله سازی با کهن دز

💡 ای (и، И) نویسه‌ای در الفبای سیریلیک است که تقریباً در همه الفباهای کهن و نوی سیریلیک باشنده است.

💡 ذکر آن قصه کهن به تمام که بر او نار گشت برد و سلام

💡 در موسمی که مرغ کند تازه آشیان شاهم ز آشیان کهن دربه‌در کند

💡 قراری داد با بهرام خسرو که با ملک کهن چون شد شه نو

💡 بیشتر وام‌واژه‌های عربی بدوی از ترکی، فارسی یا عربی کهن گرفته شده‌اند.

💡 خیر و شر نیست در جهان کهن لقب خیر و شر به تست و به من

وسه یعنی چه؟
وسه یعنی چه؟
آیین یعنی چه؟
آیین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز