لغت نامه دهخدا
که نوردی. [ ک ُه ْ ن َ وَ ] ( حامص مرکب ) کوه نوردی. کوه پیمایی. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به کوه نوردی شود.
که نوردی. [ ک ُه ْ ن َ وَ ] ( حامص مرکب ) کوه نوردی. کوه پیمایی. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به کوه نوردی شود.
کوه نوردی ٠ کوه پیمایی ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امروزه اغلب کوهنوردان طراز اول با این روش به هیمالیا نوردی میپردازند.
💡 باید الحق اینچنین عالم نوردی تا بود لایق ران و رکاب داور گیتی مدار
💡 به کسی بود مسلم چو نظر جهان نوردی که درون خانه باشد همه جا رسیده باشد
💡 که رسد بخضر و عیسی برسان بما خدایا نفس حیات بخشی قدم جهان نوردی
💡 مسابقات سنگ نوردی داخل سالن در چهار رشتهبرگزار می گردد: بولدرینگ، سرطناب، سرعت و کمباین.
💡 کاری به از اندیشهٔ آن یار ندیدیم بشنو که: چنین کار برآید ز نوردی