لغت نامه دهخدا
کنده ها. [ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان دالایی است که در بخش خمین شهرستان محلات واقع است و 441 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
کنده ها. [ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان دالایی است که در بخش خمین شهرستان محلات واقع است و 441 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدوزم سر و ترگ ایشان به تیر نه اندیشم از کنده و آبگیر
💡 دری کنده، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان بابل در استان مازندران ایران.
💡 همان شب یکی کنده فرمود شاه کشیدند بیل و تبرها به راه
💡 بود به گردش ز عدل کنده یکی جوی آبی دروی روان به طعم چو شکر
💡 تو رفتی از دل و در سینه آرزوت به جاست که چون نهال شود کنده، ریشه میماند