کنده روی
لغت نامه دهخدا
کنده روی. [ ک َ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) سفره روی میز. || دستمال. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ). رجوع به کندوری شود.
فرهنگ فارسی
سفره روی میز. یا دستمال
جمله سازی با کنده روی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چلیپاسنگ∗ یا خاچکار (به ارمنی: "Խաչքար") نام سنگهایی است که بر روی آنها نقش صلیب کنده شده و هزاران عدد از آنها در سراسر ارمنستان پراکندهاست. خاچ به ارمنی یعنی صلیب یا چلیپا (واژه خاج که ما در ورق بازی بکار میبریم وام واژهای ارمنی است در فارسی) و کار یعنی سنگ، پس خاچکار را میتوان در فارسی به چلیپاسنگ ترجمه نمود.
💡 وایکینگها سنگهای یادبودی برای جشن گرفتن پیروزیهای جنگی یا سوگواری دوستان و خویشاوندان کشته شده خود میساختند. روی سنگهای بزرگ نگاشتههای بسیار زیبایی کندهکاری میشد و در زیر برخی از نگارههای کندهکاریشده نوشتههایی به دبیره (خط) رونیک باستان دیده میشود. این سنگها در گذرگاههای همگانی، جایی که مردم میایستادند و از آنها سپاسگزاری میکردند جای داشتند.
💡 در مرحله بعد، گرما پخشمیشود و با انتقال گرما مواد به بیرون رانده میشوند، بنابراین فلاش ایجاد میشود که میتواند از روی دستگاه جوش کنده شود.
💡 در گذشته معمولاً از سنگی کوچک و بدون کنده کاری بر بالای قبر برای مشخص ساختن تنها محل دفن استفاده میشد. اما به مرور بر روی سنگ قبر نام و نام خانوادگی فرد فوت شده نیز حک میگردید. در حال حاضر بر روی سنگ قبر اطلاعات، نوشته و عکسهای مختلفی حک میشود. این امر باعث شده تا به مرور ابعاد سنگ قبر بزرگتر شود.