لغت نامه دهخدا
روی در دیوار. [ دَ دی ] ( اِ مرکب ) غیبت و رحلت. ( ناظم الاطباء ) ( از استنگاس ).
روی در دیوار. [ دَ دی ] ( اِ مرکب ) غیبت و رحلت. ( ناظم الاطباء ) ( از استنگاس ).
غیبت و رحلت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برو زین پس به استغفار بنشین ز خجلت روی در دیوار بنشین
💡 روی در دیوار عزلت کن، در هم دم مزن کاندرین غمخانه کس همدم نخواهی یافتن
💡 سزد که بهر تماشای سبزه و لاله کنند اهل نظر جمله روی در دیوار
💡 روی در دیوار کرده در غم تو مرد و زن ز آب و نان عشق رفته اشتهای آب و نان
💡 روی در دیوار کن وانگه خموش زانکه آن دیوار دارد نیز گوش
💡 راست ناید با وطن نقش گرامیگوهران روی در دیوار باشد در نگینها نامها