لغت نامه دهخدا
کمان ساز. [ ک َ ] ( نف مرکب ) کمانگر و آنکه کمان می سازد. ( ناظم الاطباء ). کمان سازنده. آنکه کمان سازد. ( فرهنگ فارسی معین ):
ز غمزه تیر و از ابرو کمان ساز
همه باریک بین و راست انداز.نظامی.و رجوع به ماده بعد شود.
کمان ساز. [ ک َ ] ( نف مرکب ) کمانگر و آنکه کمان می سازد. ( ناظم الاطباء ). کمان سازنده. آنکه کمان سازد. ( فرهنگ فارسی معین ):
ز غمزه تیر و از ابرو کمان ساز
همه باریک بین و راست انداز.نظامی.و رجوع به ماده بعد شود.
( صفت ) آنکه کمان سازد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مصباح قمصری: بم کمان و سازهای کوبهای