لغت نامه دهخدا
کله زنی. [ ک َل ْ ل َ / ل ِ زَ ]( حامص مرکب ) لاف زنی. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ).
کله زنی. [ ک َل ْ ل َ / ل ِ زَ ]( حامص مرکب ) لاف زنی. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ).
لاف زنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چشم خود تا به هم زنی بردت تا کله چرخ دادهای خوردت
💡 هله ای باز کله بازده و پر بگشا وقت آن شد که بر آن دولت پاینده زنی
💡 چند سندان زنی به درگه دوست باری از کله کار سندان کن
💡 سر باز از کله و پاش از این کنده غمی است برهد پاش اگر تیشه بر این کنده زنی
💡 اگر «یاهو» زنی از مستی شوق کله را از سر شاهین بگیری