کله دراز
مترادفها
کلهشق، لجباز، عنید
لغت نامه دهخدا
کله دراز. [ ک َل ْ ل َ / ل ِ دِ ] ( ص مرکب ) کسی که شور و غوغای بیهوده کند. ( آنندراج ) ( فرهنگ فارسی معین ). هنگامه ساز و غوغایی و زبان دراز و بدزبان و فتنه جو. ( ناظم الاطباء ):
سر سختی و شلاق خورد کله دراز
چون میخ برون خیمه جای تو خوش است.یحیی شیرازی ( از آنندراج ).
جمله سازی با کله دراز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او آنقدر کله دراز است که حتی وقتی میدانیم اشتباه میکند، باز هم حاضر نیست نظر خود را تغییر دهد یا از حرفش کوتاه بیاید.
💡 برخورد با یک فرد کله دراز در جلسات کاری بسیار دشوار است، زیرا او همیشه میخواهد نظر خودش را به کرسی بنشاند و سازش نمیکند.
💡 نباید با آن کودک کله دراز بحث کرد، چون او اصرار دارد که همیشه راه خودش را برود و هیچ حرفی از دیگران را نمیپذیرد.