کلاف کردن

مترادف‌ها

در هم پیچیدن، گره خوردن

متضادها

باز کردن، گشودن، مرتب کردن

لغت نامه دهخدا

کلاف کردن. [ ک َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پیچیدن با تنکه آهن. کلافه کردن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). و رجوع به کلاف شود.

فرهنگ فارسی

پیچیدن با تنکه آهن. کلافه کردن

جمله سازی با کلاف کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ابتدا آماده کردن کلاف یا اسکلت ساز کلاف را می‌توانیم از چوب گردوی سخت و تیره انتخاب نماییم تا از استحکام آن اطمینان به عمل آید.

💡 سازه بنایی مقاومت فشاری بالایی در برابر بارهای عمودی دارند اما مقاومت کششی پایینی (در برابر تا شدن و کشش) دارند مگر اینکه مسلح شوند. مقاومت کششی دیوارهای بنایی را می‌توان با ضخیم کردن دیوار یا با ساختن جرزهای بنایی (ستون‌های عمودی یا تیر تقویتی) در فواصل دیوار افزایش داد. هر کجا عملی باشد می‌توان تقویت فولادی نظیر کلاف‌های قائم اضافه کرد.

💡 پس از انتخاب چوب مناسب کلاف را بر روی صفحه می‌چسبانیم. سپس به سوراخ کردن جای گوشی‌ها و سیمگیرها می‌پردازیم.

💡 تلاش‌های مداوم او برای توضیح دادن مسائل پیچیده ریاضی، باعث شده بود که تمام دانش‌آموزان کلاس را به شدت کلاف کردن و تمرکز آن‌ها را از بین ببرد.

💡 گاهی اوقات صحبت کردن‌های بی‌پایان و بدون هدف مدیر جدید شرکت، باعث کلاف کردن کارکنان شده است که همگی به دنبال راهی برای بازگشت به کارهای خود هستند.

💡 آن سناریوی بسیار پیچیده و مبهم در فیلم سینمایی، باعث کلاف کردن مخاطبان شد، زیرا هیچ منطق مشخصی برای رفتار شخصیت‌های اصلی در طول داستان وجود نداشت.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران