کل دار

لغت نامه دهخدا

کل دار. [ ک ُ ] ( اِ مرکب ) کل در. کل دره. آلتی است که با آن مرز کرت ها برآرند وآن آهنی دراز است که از میان دسته ای چوبین دارد و از دیگر سوی زنجیری یا طنابی که دو تن آن را برای بر آوردن مرزبکار برند. نوعی آلت شخم که برای پشته بندی بکار برند و دو تن آن را کشند، یکی دسته چوبین آن را و دیگری طناب را. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

کل در. کل دره. آلتی است که با آن مرز کرت ها بر آرند و آن آهنی دراز است که از میان دسته چوبین دارد و از دیگر سوی زنجیر یا طنابی که دوتن آن را برای بر آوردن مرز بکار برند.

جمله سازی با کل دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو مار سیه بر سر دار شد سر کودک از خواب بیدار شد

💡 به یکسو شو از راه من شرم دار کزین پس نباشد مرا با تو کار

💡 خلق را گرچه وفا نیست و لیکن گل من نه گمان دار که رفتی و فراموش شدی

💡 خزان را دور دار از لاله‌زارم توانگر کن ز سامان بهارم

💡 در بر حکم ازل، وقت است این بخشش که هست حاسدت شایان دار، و ناصحت اهل سریر

برآمد یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز