کشتی نشین

لغت نامه دهخدا

کشتی نشین. [ ک َ / ک ِ ن ِ ] ( نف مرکب ) آنکه در کشتی نشیند. کشتی سوار. راکب کشتی:
مددکار ملاح عمان شوق
هوادار کشتی نشینان شوق.ملاطغرا ( از آنندراج ).من ای کشتی نشینان دیده ام طرز خرامش را
نماید در دویدن سیر دریا ساحل ما را.ناصر علی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که در کشتی سوار است ( مسافر و عمله ): ( مدد کار ملاح عمان شوق هوا دار کشتی نشینان شوق ). ( ملا طغرا در تعریف خراباتیان )

جمله سازی با کشتی نشین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چنان از رطوبت زمان و زمین کز آن رنگ گل گشته کشتی نشین

💡 ز دریا به کشتی نشین در زمان برو سوی سام یل پهلوان

💡 در آن کشتی نشین یارا در آن دریای بی پایان که نه بیمش ز طوفان است و نه موجش بگرداند

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز