لغت نامه دهخدا
کرده ده. [ ک ُ دَ دِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ایردموسی بخش مرکزی شهرستان اردبیل. کوهستانی و معتدل است و 598 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
کرده ده. [ ک ُ دَ دِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ایردموسی بخش مرکزی شهرستان اردبیل. کوهستانی و معتدل است و 598 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
کرده ده یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان سراجوی شمالی بخش مرکزی شهرستان مراغه واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه کردهام که دلم از فراق خون کردی؟ چه اوفتاد که درد دلم فزون کردی؟
💡 به نار شوق تو بلبل شده چو خاکستر ولیک زیب گلستانش کرده وصف ادا
💡 عشق آتش در مذاقم آب حیوان کرده است می پرستی فارغم از کفر و ایمان کرده است
💡 گه جامۀ تزویر به بر کرده غبارا گه با دف و نی از سر بازار گذشتیم
💡 دولتش چون حکم ایزد نصرتش چون دورچرخ اهل مشرق را و مغرب را مسخر کرده اند
💡 سر از دریچه برون کردهای، بسوختم آخر رها مکن که در آن روزن آفتاب درآید