لغت نامه دهخدا
کج زخمه. [ک َ زَ م َ / م ِ ] ( ص مرکب ) که زخمه ناراست و خارج آهنگ دارد. که مضراب ناراست دارد. || مجازاً که کارها به ناراستی و ناهماهنگی کند:
بفرمود تا آن دو سرهنگ را
دو کج زخمه خارج آهنگ را.نظامی.
کج زخمه. [ک َ زَ م َ / م ِ ] ( ص مرکب ) که زخمه ناراست و خارج آهنگ دارد. که مضراب ناراست دارد. || مجازاً که کارها به ناراستی و ناهماهنگی کند:
بفرمود تا آن دو سرهنگ را
دو کج زخمه خارج آهنگ را.نظامی.
که زخمه ناراست و خارج آهنگ دارد. که مضراب ناراست دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنالم ایرا با من فلک همی کند آنک به زخم زخمه بر ابریشم رباب کنند
💡 زخمه هاى تار، مرا از شنيدن صداى اذان به خود مشغول داشته است !
💡 با زخمه چو آتش میزد ترانه خوش مست و خراب و دلکش از باده مغانه
💡 گه سرایم، گاه مویم تا رهم از دست عشق زخمه شنعت مزن کاین ساز را آهنگهاست
💡 تو پرده تن دیدی از سینه بنشنیدی آن زخمه که دل میزد کان پرده دیگر به