لغت نامه دهخدا
کج دلی. [ ک َ دِ ] ( حامص مرکب ) حالت و کیفیت کج دل. کج ذوقی. بدسلیقگی. ( فرهنگ فارسی معین ).
کج دلی. [ ک َ دِ ] ( حامص مرکب ) حالت و کیفیت کج دل. کج ذوقی. بدسلیقگی. ( فرهنگ فارسی معین ).
کج ذوقی بد سلیقگی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هرگز دلی از نالة خود شاد ندارم فریاد که من طالع فریاد ندارم
💡 جهاندیدگان را هم آنجا بماند دلی پر ز تیمار تنها براند
💡 ای خوش دلی هر دو جهانم غم تو بیزحمت تن مونس جانم غم تو
💡 روزی اگر قدم به بیغولهٔ بنده در نهی جان و دلی به صدق در هر قدمی فشانمت
💡 نشکفت غنچهای که به باد فنا نرفت در این چمن چگونه دلی وا کند کسی
💡 ز اشتیاقت روز و شب عطار را دیده پر خون و دلی شیدا خوش است