کج دست
مترادفها
متقلب، ناصواب، ناعادلانه، فاسد
متضادها
راستدست، پاکدست
لغت نامه دهخدا
کج دست. [ ک َ دَ ]( ص مرکب ) آنکه دست کج دارد. که انحنا و غیر استقامتی در دست وی بود. || دزد و کسی که در هر جا هر چه بیند بردارد. ( ناظم الاطباء ). معتاد بدزدی.
فرهنگ فارسی
آنکه دست کج دارد یا دزد و کسی که در هر جا هر چه بیند بردارد.
جمله سازی با کج دست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گرچه دست اهل دولت هست در ظاهر بلند دست ارباب دعا بالاترین دستهاست
💡 ما را به دست لشکر دشمن غریب و خوار بیغمگسار و مونس و همدم گذاشتی
💡 مگر سجود بر طین وقار و حلم تو را که دست باد کند پرشکوفه دامن طین
💡 آکرسون تا ۱۵ ژانویه ۲۰۱۴ که مری بارا از سوی هیئت مدیره جنرال موتورز به ریاست شرکت انتخاب شد، سکان رهبری این خودروسازی را در دست داشت.
💡 گشتم زعشق دوستمستشستمزغیردوست دست تا رو نماید هر چه هست هذا جنون العاشقین
💡 پروردگارا! مرض در دست تواست، آن را رفع كن و مبتلاى به آن را شفا ده كه شفابخشى جز تو نيست.
💡 آن بازرگان به دلیل کج دست بودن در معاملات بزرگ، تمام اعتبار و شهرت خود را در بازار از دست داد و تنها ماند.
💡 سیستمهای نظارتی جدید طراحی شدهاند تا از فعالیتهای کج دست برخی کارمندان در بخشهای دولتی و خصوصی جلوگیری به عمل آورند.
💡 هیچکس نمیتواند به مدت طولانی با رفتارهای کج دست به موفقیت برسد، زیرا در نهایت حقیقت آشکار شده و مجازات میشود.