لغت نامه دهخدا
کج بیع. [ ک َ ب َ ] ( ص مرکب ) کج معامله. ( آنندراج ). آنکه در خرید و فروش راه خطارود. || بد رفتار. ( فرهنگ فارسی معین ).
کج بیع. [ ک َ ب َ ] ( ص مرکب ) کج معامله. ( آنندراج ). آنکه در خرید و فروش راه خطارود. || بد رفتار. ( فرهنگ فارسی معین ).
( صفت ) ۱ - آنکه در خرید و فروش راه خطا رود. ۲ - بد رفتار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ما را تو بهشت اگر به طاعت بخشی آن بیع بود لُطف و عطای تو کجاست
💡 گر ز آنکه دلم را بود این بیع مسلم سودیست که سرمایه اقبال جهانست
💡 همی دهی ز رو دیبا همی ستانی مدح بلی بزرگان چونین کنند بیع و شری
💡 تو نیز ای مانده در دنیای فانی چنین بیع و شری کن گر توانی
💡 بلفظ عذب تو و خون دشمنت گوئی که رفت بیع و شری درمیان تیغ وقلم