فرهنگ معین
(کَ. اُ دَ ) (مص ل. ) (عا. ) کج کردن، دشمن شدن.
(کَ. اُ دَ ) (مص ل. ) (عا. ) کج کردن، دشمن شدن.
( مصدر ) کج افتادن با کسی. ۱ - بدو بد بین شدن. ۲ - تصمیم باذیت او گرفتن.
(عا.)
کج کردن، دشمن شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «وینستون چرچیل» نام رماننویس پرفروش آمریکایی معاصر او بود؛ بنابراین، چرچیلِ بریتانیایی برای جلوگیری از به اشتباه افتادن خوانندگان، از نام «وینستون اس. چرچیل» یا «وینستون اسپنسر چرچیل» استفاده میکرد. او با این ی نویسنده آمریکایی تماس گرفت و مکاتبات دوستانهای داشت. چرچیل سالها برای رفع مشکلات مالیاش به نوشتن مقالات مطبوعاتی تکیه میکرد.