کج ابرویی
لغت نامه دهخدا
کج ابرویی. [ ک َ اَ ] ( حامص مرکب ) دارای ابروی مانند کمان بودن. کمان ابرویی. ( ناظم الاطباء ). || خمیدگی مطبوع و زیبای ابروها. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
دارای ابروی مانند کمان. کمان ابرویی
جمله سازی با کج ابرویی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تو داری طاق ابرویی که جفتش نیست در عالم تویی آنکس که در عالم، به جفت ابروان طاقی
💡 دل عجایب طاق ابرویی نشیمن کرده است می برد رشک و حسد ز این گوشهٔ من پادشاه
💡 کار دل با تیغ ابرویی است کز نظاره ای چشم را بر روی ما زخم نمایان کرد و رفت
💡 قامتی همچون الف داری و ابرویی چو نون در تو هر آنی که گفتند از پی آن گفتهاند
💡 این یک توکای متوسط اما تنومند است که در ساختار یک توکای پشتبلوطی کوچک را به یاد میآورد. زیربال قهوهای سرخفام است و نوار ابرویی کمرنگ وجود دارد.
💡 در اشعار کلاسیک فارسی، کج ابرویی معشوق همواره به عنوان نمادی از زیبایی خیرهکننده و جذابیت بیپایان در برابر نگاه عاشق توصیف شده است.
💡 آن زن با کج ابرویی و نگاهی نافذ، توانست توجه همه حاضران را در آن مهمانی باشکوه به سوی خود جلب کرده و بر همه مسلط شود.
💡 زیباییهای ظاهری مانند کج ابرویی و نگاههای رمزآلود، نقش مهمی در ساختن فضای رمانتیک داستانهای عاشقانه در ادبیات کهن ایران ایفا میکنند.