کامران شدن

لغت نامه دهخدا

کامران شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) کامروا گشتن. به آرزو رسیدن. پیروز شدن:
هر آنکس که شد کامران در جهان
پرستش کنندش کهان و مهان.فردوسی.که با او به ایران برآویختی
چو او کامران شد تو بگریختی.فردوسی.نگاه کن که در این خیمه چهار ستون
چو خسروان ز چه معنی تو کامران شده ای.ناصرخسرو.بیچاره آدمی که اگر خود هزار سال
مهلت بیابد از اجل و کامران شود.سعدی.یک چند اگر مدیح شوی کامران شوی
صاحب هنر که مال ندارد تغابن است.سعدی ( صاحبیه ).شکر خدا که هر چه طلب کردم از خدا
بر منتهای همت خود کامران شدم.حافظ.

جمله سازی با کامران شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سریال زیر آسمان شهر آخرین تجربه کامران ملک‌مطیعی پیش از ممنوع التصویر شدن در ایران بود اما در سری دوم با اینکه وی جلوی دوربین حاضر نشد اما بارها در سری دوم از وی، دکتر سرایدار و پسرش ارژنگ یاد شد.

فرایند یعنی چه؟
فرایند یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز