کاشغر دریا. [ غ َ دَ / رْ ] ( اِخ ) ( یا قزل صو ) سالی بیک گوید: نام نهری است که از میان شهر کاشغر میگذرد، و در قسمت اخیر خطه پامیر که اخیراً تحت استیلای روس درآمده، در 17هزارگزی شمال قره گول، از دامنه های آلاداغ سرچشمه گرفته، ابتداء بنام گوی چای بسمت شمال شرقی و آنگاه بسوی مشرق روان گردد، و چون به دشت سرازیر شود به اسم قزل صو موسوم گردد و وسعت 23 متری پدید سازد و از بین شهر کاشغرعبور نماید و بنام کاشغر دریا به سیر خود ادامه میدهد، و آنگاه به یارکند دریا وارد گردد، و پس از طی یک مسافت 180هزارگزی در قسمت های پایین با خوتن دریا امتزاج و اختلاط پیدا نماید و رود تاریم را بوجود می آورد. طول مجرایش بیش از 600هزار گز است در قسمت سفلای آن تعدادی از مردابهای نی زاری و بحیره ها تشکیل میشود در فصل بهار آبش طغیان کند و اراضی واقعه در 100هزارگزی بستر خود را فرا گیرد. ( از قاموس الاعلام ترکی ).
با [ قزل صو ] نهریست که از میان شهر کاشغر گذرد و آن در قسمت اخیر خطه پامیر تحت تسلط روسیه در ۱۷ کیلومتری شمال قره گول از دامنه های آلاداغ سرچشمه گیرد و در ابتدا بنام [ گوی چای ] بسمت شمال شرقی و سپس بسوی مشرق جریان یابد و چون بدشت سرازیر شود باسم [ قزل صو ] موسوم گردد و وسعتی ۲۳ متری پدید سازد و از میان شهر کاشغر عبور کند و بنام [ کاشغر دریا ] بسیر خود ادامه دهد و آنگاه به [ دیار کند ] وارد گردد و پس از طی مسافتی بالغ بر ۱۸٠ کیلومتر در قسمتهای پایین با [ خوتن دریا ] امتزاج می یابد و رود تاریم را بوجود می آورد طول مجرایش بیش از ۶٠٠ کیلومتر است و در قسمت سفلای آن تعدادی مردابهای نیزاری و دریاچه ها تشکیل میشود و در فصل بهار آبش طغیان می کند و اراضی اطراف بستر خود را فرا می گیرد ( از قاموس الاعلام )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در مثلها و افسانههای مردم تبریز «تات» بهمعنی مرد دانا و باسواد و شهرنشین است. استعمال کلمهٔ «تات» در بین ترکان ساکن ایران رواج داشته ولی انعکاس آن در ادبیات فارسی بسیار کم است. همچنین در دیوان لغات ترک کاشغری تات بهشکل تَت نیز ضبط شده و بهمعنای ایرانی، فارسی، فارسیزبان و کافر اویغوری آمدهاست. تاتارهای کریمه نیز مسیحیان یونانی را که در سلطنت کاترین دوم (۱۷۶۲–۱۷۹۶) و در فاصلهٔ ۱۱۸۹–۱۱۹۲/ ۱۷۷۵–۱۷۷۸ به ناحیهٔ ماریوپول (ژدانوف امروزی) واقع در کنار دریای آزوف مهاجرت کرده بودند، تات مینامیدند.
💡 در مثلها و افسانههای مردم تبریز «تات» بهمعنی مرد دانا و باسواد و شهرنشین است. استعمال کلمهٔ «تات» در بین ترکان ساکن ایران رواج داشته ولی انعکاس آن در ادبیات فارسی بسیار کم است. همچنین در دیوان لغات ترک کاشغری تات بهشکل تَت نیز ضبط شده و بهمعنای ایرانی، فارسی، فارسیزبان و کافر اویغوری آمده است. تاتارهای کریمه نیز مسیحیان یونانی را که در سلطنت کاترین دوم (۱۷۶۲–۱۷۹۶) و در فاصلهٔ ۱۱۸۹–۱۱۹۲/ ۱۷۷۵–۱۷۷۸ به ناحیهٔ ماریوپول (ژدانوف امروزی) واقع در کنار دریای آزوف مهاجرت کرده بودند، تات مینامیدند.